|
بشر بن منصور، يك روز نماز مىگزارد. كسى كنار او نشسته بود و نماز وى را مىنگريست. پيش خود، بشر را تحسين مىكرد و حسرت مىخورد. از درازى سجدهها و حالت او در نماز تعجب مىكرد و در دل، به او آفرين مىگفت.
بشر نماز خود را پايان داد و همان دم، رو به مردى كه در گوشه نشسته بود و او را مىنگريست، كرد و گفت: اى جوانمرد! تعجب مكن. كسى را مىشناسم كه چون به نماز مىايستاد، فرشتگان صف در صف مىايستادند و به او اقتدا مىكردند. اكنون در چنان حالى است كه دوزخيان نيز از او ننگ دارند.
مرد گفت: او كيست؟ گفت: ابليس.
بزرگى گفت: اگر همه شب بخوابيد و بامداد در دل بيم داشته باشيد، بهتر از آن است كه همه شب تا صبح عبادت كنيد و بامداد، گرفتار عجب و كبر باشيد. اول گناه كه پديد آمد،
كبر بود كه از شيطان سر زد.
**************
چند لینک مفید :
+ چند نمونه از تحريفات واقعه عاشورا
+ قلب و اشك
+ عزاداری بی هدف
|