|
چقدر زيباست
كه حس كني
كسي منتظر شنيدن حرفهايت است
و دست آماده براي ياري دستانت
و چه تلخ كه اين احساس را
خود از خود بگيري !

*****
ديروز داشتم به اين فكر مي كردم كه آدم وقتي صبح مي خواد بره و كاري بيرون داره كه براش مهمه اون شب كاملا هوشيار مي خوابه و صبح به هر زوري شده زود از خواب بيدار مي شه چرا كه براش اون قرار و كار خيلي مهمه ..
به اين فكر مي كردم كه يعني مي شه هر شب كه مي خوام بخوابم، صبح به اين اشتياق بيدار بشم كه ديداري با خداي خودم ، با همه اونايي كه دوستشون دارم يا دوستم دارند داشته باشم ؟
يا نه صبح كه از سحر گذشت من هنوز در خوابم و موقع خواب نه خدايي مي شناسم و نه كس ديگري...

*****
چقدر غريبي
نه كسي رو داري كه دلتنگت بشه
نه كسي كه حتي بهت فكر كنه
چشم به راهي
مي دانم
منتظر آمدن مايي ...
انتظار را تو معنا كن
ما كه نمي دانيم

*****
پی نوشت:
+ آدمی که دلش گرفته باید چیکار کنه ؟
+ احساس می کنم زندگیم زودتر از اونی که فکر می کردم داره میگذره ...
|