|

بهم نگاه کن !
ببینیم مگه بهت نگفتم دیگه دوست ندارم دور و برم بپلکی ؟!
خدایا خودت ببین ..
من که گفتم از فردا می ترسم ..
پس چرا دوباره ... ؟
من تحمل این شکستن ها را ندارم ...
خودم
********

عجب روزگاری است .
چشم در گرو یک نگاه .
دل اسیر چشم
عقل در دستان دل
و ...
من هنوز نگاهی نکرده ام .
پس چرا عقلم در دست توست ؟
ای دل ...
خودم
********

زیبا سلام!
زیبا! هوای حوصله ابریست چشمی از عشق ببخشایم تا رود آفتاب بشوید دلتنگی مرا زیبا! کنار حوصله ام بنشین زیبا! کنار حوصله ام بنشین و مرا به شط غزل بنشان بنشان مرا به منظره ی عشق بنشان مرا به منظره ی باران بنشان مرا به منظره ی رویش من سبز می شوم
زیبا سلام ...
سید علی صالحی
********
+ این شعر رو خیلی دوست دارم حتما براتون آشناست :
تو را به جای همه روزگارانی که نمی زیستم دوست دارم .
برای خاطر عطر نان گرم
و برفی که آب میشود
و برای نخستین گلها
تو را به خاطر دوست داشتن دوست دارم .
تو را به جای همه کسانی که دوست نمیدارم دوست میدارم .
بی تو جز گستره یی بیکرانه نمیبینم
میان گذشته و امروز.
از جدار آیینهی خویش گذشتن نتوانستم
میبایست تا زندگی را لغت به لغت فرا گیرم
راست از آن گونه که لغت به لغت از یادش میبرند.
تو را دوست میدارم برای خاطر فرزانهگیات که از آن من نیست
به رغم همه آن چیزها که جز وهمی نیست دوست دارم
برای خاطر این قلب جاودانی که بازش نمیدارم
میاندیشی که تردیدی اما تو تنها دلیلی
تو خورشید رخشانی که بر من میتابی هنگامی که به خویش مغرورم
********
پی نوشت:
+ اگه این مطلب طولانی شد شرمنده چون احتمال داره تا یه مدتی نتونم چیزی بنویسم.
+ این روزا خیلی خسته ام . نمی دونم باید چیکار کنم ...
+ اگه به رادیو دسترسی دارید حتما برنامه رادیو جوان ساعت ۲۰:۳۰ الی ۲۱:۳۰ روگوش کنید واقعا قشنگه ... اسم برنامه "سفید مثل شب" هست !
|