تبليغاتX
طوفان دیگری در راه است...
 
 
   
 
 

 

در هند يك فاضل را دويچ مي نامند.

يعني كسي كه دوباره متولد شده است چرا دوباره ؟

بر سر تولد اول چه آمده است ؟

چه احتياجي براي تولد دوم وجود دارد؟ دستاورد تولد دوم چيست ؟
در تولد دوم چيزي را بدست مي اورد كه در تولد اول داشته

ولي اجتماع ،‌والدين و اطرافيانش آن را خرد و نابود كرده اند ...

"اوشو"

******

 

 

 

 

اين عبارت روي سنگ قبر يك كشيش نوشته شده است :

«جوان بودم و ازاد بودم ،‌تصوراتم هيچ محدوديتي نداشتند و در خيال خودم مي خواستم دنيا را تغيير بدهم . پيرتر و عاقل تر كه شدم فهميدم كه دنيا تغيير نمي كند. بنابراين توقعم را كم كردم و به عوض كردن كشورم قناعت كردم . ولي كشورم هم نمي خواست عوش شود. به ميان سالي كه رسيدم آخرين توانايي هايم را به كار گرفتم كه فقط خانواده ام را عوض كنم ولي پناه بر خدا آنها هم نمي خواستند عوض شوند و اينك در بستر مرگ آراميده ام و ناگهان دريافتم كه اگر فقط خودم را عوض مي كردم خانواده ام هم عوض مي شد و با پشت گرمي آنها مي توانستم كشورم را هم عوض كنم و چه كسي مي داند شايد مي توانستم دنيا را هم عوض كنم ..

 

"كتاب غذاي روح - وعده اول"

 

 

پ.ن ۱: برای کمی تنوع در وبلاگ از مطالب غم انگیزناک خودم خبری نیست فعلا

پ. ن ۲ : یادش به خیر اون روزی که برات مثال زدم که زندگی ما مثل تاب خوردن یه بچه میمونه ! ...حالا شاید تو پست بعدی بنویسم ..

پ.ن ۳: من مرده ام در روز به روز زندگانیم !

 

 

 

 

 
 
 |    نوشته شده توسط مداد سفید
 
 
   
 
   

 

دختران شهر به روستا فکر میکنند

دختران روستا در آرزوی شهر میمیرنند

مردان کوچک به آسایش مردان بزرگ فکر میکنند

مردان بزرگ در آرامش مردان کوچک میمیرنند

 

 کدام پل در کجای جهان شکسته است که هیچکس به خانه اش نمیرسد؟

 

*******

پي نوشت:


+ خودم خيلي دوستش دارم اينو ولي نمي دونم از كيه ! 

+ همچنان دارم سعي مي كنم به كامنت ها پاسخ بدم تو همون زير كامنتي كه ميذاريد !

 

+ اینم یه خبر جالب که واقعا خنده داره  :

تصاويري كه اين روزها در رسانه‌ها و مطبوعات اسپانيا به چاپ مي‌رسد شايد به اين زودي‌ها فراموش نشود؛ وزير دفاع بارداري كه در رژه‌ي ارتش حضور يافت.
به گزارش ايسنا به نقل از خبرگزاري آسوشيتدپرس، انتصاب عجيب خانم كارمي چاكون 37 ساله بدون هيچ تجربه‌ي نظامي به عنوان وزير دفاع اسپانيا، يكي از شگفت انگيزترين اقداماتي بوده است كه دولت سوسياليست زاپاترو كه با شعار "برابري جنسي" روي كار آمد، انجام داده است.

ماجرای کامل رو اینجا بخونید ...

 

 
 
 |    نوشته شده توسط مداد سفید
 
 
   
 
   

طی شد این عمر تو دانی به چه سان ؟
پوچ و بس تند چنان باد دمان
همه تقصیر من است این که خودم می دانم
که نکردم فکری
که تعمق ننمودم روزی ساعتی یا آنی
که چه سان می گذرد عمر گران
....
کودکی رفت به بازی به فراغت به نشاط
فارغ از نیک و بد و مرگ و حیات
همه گفتند کنون تا بچه است
بگذارید بخندد شادان
که پس از این دگرش فرصت خندیدن نیست
بایدش نالیدن!
من نپرسیدم هیچ
که پس از این ز چه رو نتوان خندیدن
نتوان فارغ و آسوده ز غم
همه شادی دیدن
همچو مرغی آزاد هر زمان بال گشادن
سر هر بام که شد خوابیدن
من نپرسیدم هیچ
که پس از این ز چه رو بایدم نالیدن
هیچ کسی نیز نگفت زندگی چیست ؟
چرا می آییم ؟
بعد از این چند صباح به کجا باید رفت ؟
به چه سان باید رفت ؟
با کدامین توشه به سفر باید رفت
....

بقیه رو در ادامه مطلب بخونید ...

+ این چند تا مطلب بعدی رو تقدیم می کنم به یکی از دوستام که خیلی این روزا دلتنگه ...

 

 
 
 |    نوشته شده توسط مداد سفید ادامه مطلب | 
 
 
   
 
 

 

"حساب مردم نزدیک شده است

در حالی که آنان در بی خبری روی گردانند .."

یاد و خاطره شهدای حادثه شب گذشته در هیئت رهپویان وصال گرامی باد ... 

دیگه نمی دونم در این مورد چی باید بگم و چی می تونم بگم ...

 

******

 آنگونه كه از تصاوير به دست آمده از ميدان مغناطيسي پيداست،‌به طور شگفت انگيزي اگر انسان در هر نقطه از زمين رو به قبله بايستد ميدان مغناطيسي بدنش بر ميدان مغناطيسي زمين منطبق مي گردد و در مدتي كه در نماز است ميدان بدنش منظم مي شود. يكي از نكات بسيار جالبي كه پروفسور بور به آن دست يافته بود اين بود كه دريافته بود كه در بدن تمام دانشجويان مونث ماهي يك بار تغيير ولتاژ شديد ايجاد مي شود و ميدان بدن به منظم ترين حالت خود مي رسد و به همين دليل است كه زنان نيازي ندارند در اين مدت نماز بخوانند !

اخيرا هم كشف شده كه قلب زنان منظم تر و قوي تر از مردان مي زند و دليل آن همين تغيير ولتاژ است ...

و فی الارض آیات للموقنین و فی انفسکم افلا تبصرون ..."

*****

كعبه را اگر از ميان برداري مردم بر يكديگر سجده مي كنند ...

اين يك حقيقت است.

*****

پی نوشت :

+ اینم منبع  خبر و جزئیات بیشتر ..

+ حالا ما هي بگرديم و بگرديم تا حتما خدا رو با چشممون ببينيم !!!

+ فیلم حادثه رو هم می تونید اینجا ببینید ...

 

 

 
 
 |    نوشته شده توسط مداد سفید
 
 
   
 
   

یکی بهم گفت :

"زندگی جیره مختصری است

مثل یک فنجان چای

و کنارش عشق

مثل یک حبه قند ...

 

 

زندگی را با عشق

نوش جان باید کرد "۱

من دوست دارم با عشق نوش جان کنم

اما ...

پزشکان مردم را از خوردن قند منع می کنند !!!

می گویند بیماری می آورد ..

راست می گویند ..

شاید عشق هم نوعی بیماری است ...

اما آنها نمی داند

که آدمی بر چیزی که منع می شود

حریص تر می گردد !

 

۱- این رو یکی از دوستام اس ام اس داده بود بهم ...

 

 
 
 |    نوشته شده توسط مداد سفید
 
 
   
 
   

 

تنها بردن نام تو

کافی است

برای ترکیدن بغض های چند ساله ام ...

گلو دردم تسکین پیدا کرد

خجالت نمی کشم ..

می خواهم گریه کنم ..

همین...

خودم

*******

برای روز تولدت

یه قفل برات می خرم

تا به دروازه قلبت بزنی

تا من هرلحظه نگران نباشم

که نکنه دزد به خونت بزنه !...

خودم

*******

بدون شرح :

 

 *******

پی نوشت :

+ از همه کسانی که نامه نوشتن و تمام کسانی که ننوشته اند ممنونم !

+ اینم نامه زیبایی که تردید خاکستری نوشته بود کوتاه اما ...

سلام بر زاده ی مریم مقدس.

محمد که آمد٬گفت تو آمده بودی.

سوره ی مریم را آورد.

تو در آیه آیه اش موج می زدی.

آری تو از آسمان آمدی و هنوز نیامده٬به همان جا بازگشتی.

کاش می ماندی...

ای مسیح من از تو معجزه می خواهم.

و شاید چیزی فراتر از آن.

پدری نبود٬اما تو بودی.

حال پدری نیست.مادری هم.سرزمینی نیست.هوایی نیست.

بدون حضور آنها می شود باشم؟

نه اینگونه که هستم.

نفس مسیحایی ات را از من دریغ نکن.

 

 

 
 
 |    نوشته شده توسط مداد سفید
 
 
   
 
   

سلام...من كه تو را به ياد ندارم اما از آنها كه تو را ديده اند زياد تعريفت را شنيده ام . شخصي تو را چنين وصف كرده بود : «چنين به نظرم مي رسد كه او در برابر آفتاب،‌ به ژرف ترين دردهاي همه موجودات زنده گوش مي سپرد و بي درنگ درصدد از ميان بردن آنها برمي آمد. آن هم نه فقط با آگاهي خويش بلكه با نشان دادن راه ظهور نيروهاي نهفته در موجودات تا بتوانند برخيزند و از دردها جان به سلامت ببرند»1

حال از تو مي خواهم كه به صدايي كه از شكستن استخوان هاي مردمي مظلوم زير قدم هاي موجوداتي به ظاهر انسان گوش دهي ...

مگر تو و ساير پيامبران راه را به انسان نشان ندادند؟ پس چه گذشت بر اين موجود دوپا كه باز هم به شيوه جد خود سيبي را كه نبايد به دندان بگيرد را گاز مي زند؟!
چه شد امروز كه اين گونه از شنيدن صداي ناله مردمي بي پناه در گوشه و كنار اين كره خاكي لذت مي برند و احساس مالكيت بر دنيا را دارند ؟ مگر آنها نمي دانند كه شخصي مي تواند ادعاي مالكيت سرزميني را كند كه فاتح قلوب مردمان آن سرزمين باشد ؟

مگر تو نبودي كه پيام آور صلح و نيكويي براي تمام انسان ها بودي ؟ مگر تو مصدق و مويد پيام آوران قبل از خود و بشارت دهنده تنها پيامبر خدا در زمين محد امين (ص) نبودي ؟

پس بر اين قوم چه آمده كه اين گونه به خود اجازه مي دهند تا با انجام كارهايي عبث و باطل درصدد تضييع ساير اديان برآيند ؟

تو از پروردگاري سخن گفتي كه همه جان ها را گنجايش دارد و علمش چندان عظيم است كه حتي از كيفر دادن ابا دارد و لطفش چندان فزون كه حتي يادآوري گناهان خلق را بر نمي تابد .2

آيا فكر نمي كني همين لطف زياد پروردگار ما انسان ها را اين چنين گستاخ كرده تا دست به چنين اعمالي بزنيم ؟


مسيحا ! جهان همواره از تو نامي نيك به يادگار داشته و خواهد داشت همان گونه كه در كتاب آسماني ما خداوند تو را پاك ترين مردم زمان خويش معرفي مي كند كه از رحم پاك ترين زنان پا به عرصه وجود نهادي . مي دانم كه با چنين اعمالي از ناحيه مردمي كه ادعاي مسيحيت را دارند ذره اي در حقانيت تو شبهه وارد نمي شود همچنان كه شخصي مانند من كه ادعاي اسلام دارد با رفتارهاي بي خردانه خود هيچ گاه پيامبر خويش را زير سوال نمي برم . بلكه اين نحوه دينداري من است كه زير سوال خواهد رفت . ما همه مي دانيم با چنين حركاتي هيچ گاه چهره اسلام خدشه دار نخواهد شد بلكه تجربه نشان داده است كه بر قدرت و حقانيت آن نزد مردم افزوده خواهد شد ..

سلام ما را به يادگار دين ما و تنها بازمانده خدا بر روي زمين برسان و از قول ما به او بگو : درست است كه حق دين خدا را ادا نكرديم و آن چنان كه بايد نبوديم اما باز دست به دعا داريم كه روزي خداوند خاك قدومت را سرمه اي بر چشمان گناهكار ما نهد و آن روز همراه با مسيح در جهان دين خدا را آن چنان كه هست عرضه كنيد . اين را هم خوب مي دانيم كه :

ما غايب و تو منتظر آمدن مايي ..

پس برايمان دعا كن ...


1- فيلمون داروساز يوناني

2- مسيح فرزند انسان نوشته جبران خليل جبران

 

 

من توسط نوشته هاي كج و معوج به نوشتن اين نامه دعوت شدم، واز همه دوستانی كه ذره اي براي دينشان ارزش قائلند دعوت مي كنم به  اين حركت وبلاگي بپیوندند .. حالا به هر شکل ممکن ..

حتی شاید با نوشتن یک جمله !.

و اما دعوتي هاي مخصوص من : مهتاب مهربون،‌ بهانه ،‌ آرام آبی ،‌ رسپنا، خانوم کوچولو ، خدا همین نزدیکی است حريم مهرباني من چه سبزم امروز كشكول جواني تردید خاکستری و سایر دوستانی که به این وبلاگ میان...

 

اینها رو تا الان دیدم که نوشته اند : نوشته هاي كج و معوج - رند - پنجره - جاکفشی - بیا تا برویم -هفت شهر عشق- دنیای راه راه - شیعه مذهب برتر - رمز دشمن شناسی- هم سرا -مجنون صفت  و خیلی های دیگه که من خبر ندارم و توی وبلاگ رند که شروع کننده این حرکت بودند کامنت گذاشتند ...

به ما بپیوندید ...

 

*******

پي نوشت:

 

+ من اين رو قبول دارم كه خيلي از ماها مثل خود من يه خيانت هايي به دين خودمون مي كنيم كه خيلي از اهانت هايي كه توسط ديگران ميشه بدتره ، اما به نظر من همونجور كه دكتر شريعتي تو كتاب "شيعه" گفته خودسازي و ساختن جامعه در عرض هم قرار دارن يعني ما نمي تونيم صبر كنيم تا اينقدر خودمون رو بسازيم و به اصطلاح انسان كاملي بشيم بعد بخوايم روي مسائل دور و برمون حساسيت نشون بديم .. يه چيزهايي هستند كه شايد بعد از چند مدتي براي آدم عدي بشن . يعني همين كه براي ما عادي بشه كه به دينمون توهين كنن و ما صدامون در نياد همين براي دشمنامون بسه ...

 

+ من فقط دلم از اين مي سوزه كه ماها يه روزي رو مثل ولنتاين كه مثلا روز عشق نامگذاري شده اونم تازه هيچ ريشه فرهنگي تو جامعه ما نداره تو اينترنت اينقدر مورد توجه وبلاگ نويسا و مخاطبا قرار مي گيره كه از يك هفته قبلش شروع مي كنن به نوشتن پيام تبريك و از اين حرفا ولي اگه به همونا بگي 2 كلمه اعتراض كن از اين كه به دينت،‌ به حيثيتت داره توهين ميشه هرچند اندازه نوشتن يك جمله باشه هيچ عكس العملي نشون نميدن ...

 

+ و متاسفم كه ما بر حقانيت خودمون اينقدر سست هستيم اما دشمنان ما بر باطل خودشون اينقدر محكم ! ( همونجور كه حضرت علي (ع) تو نهج البلاغه فرمودند)

 

+ اگر طولاني شد ببخشيد ...

 

 

 
 
 |    نوشته شده توسط مداد سفید
 
 
   
 
   

پاهام داشت می لغزید

رعد و برق زد !

می دونم از ناراحتیش بود...

اما ادامه دادم ...

بارون گرفت ...

فهمیدم بغش ترکید...

پس هر وقت باران می باره

 خداست که اشک میریزه...!!!

برای چه کسی؟

من یا ... ؟!!

خودم

******

داستانک:

پدر روزنامه می خواند ، اما پسر کوچکش مدام مزاحمش می شد . حوصله پدر سر رفت و صفحه ای از روزنامه را که نقشه جهان را نمایش می داد جدا و قطعه قطعه کرد و به پسرش داد و گفت :  بیا کاری برایت دارم .

یک نقشه دنیا به تو می دهم ، ببینم می توانی آن را دقیقا همان طور که هست بچینی ؟

 و دوباره به سراغ روزنامه اش رفت ؛ می دانست پسرش تمام روز گرفتار این کار است . اما یک ربع ساعت بعد ، پسرک با نقشه کامل برگشت . پدر با تعجب پرسید : مادرت به تو جغرافی یاد داده ؟ 

پسر جواب داد : جغرافی دیگر چیست ؟ اتفاقا پشت همین صفحه ، تصویری از یک آدم بود.

 

 

وقتی توانستم آن آدم را دوباره بسازم ، دنیا را هم دوباره ساختم ...

 

منبع :پی ام

*****

پی نوشت :

+ اگر يادتان بود و باران گرفت دعايي هم به حال بيابان كنيد...

+ سعی می کنم اگه مطلب از خودم نبود منبعش رو بگم ...

 
 
 |    نوشته شده توسط مداد سفید
 
 
   
 
 

 

 

 

 

چه زیباست که حس کنی

 

کسی منتظر شنیدن حرفهایت است

                             

و دستی آماده برای یاری دستانت

 

و چه تلخ ...

 

که این احساس را از خود بگیری!...

 

خودم

 

 

 
******

داستانك :
 

روزي مردي خواب عجيبي ديد. ديد كه پيش فرشته هاست و به كا رهاي آن ها نگاه مي كند هنگام ورود دسته بزرگي از فر شتگان را ديد كه سخت مشغول كارند وتند تند نامه ها يي را كه توسط پيك ها از زمين مي رسند با ز مي كنند وآنها را داخل جعبه مي گذارند مرد از فرشته پرسيد چه كار مي كنيد فرشته در حالي كه داشت نامهاي را باز مي كرد گفت اين جا بخش در يافت است وما دعا ها وتقا ضا هاي مردم از خداوند را تحويل مي گيريم ..

مرد كمي جلو تر رفت باز تعدادي از فرشتگان را ديد كه كاغذ هايي را داخل پاكت مي گذارند وان ها را توسط پيك هايي به زمين مي فر ستند مرد پرسيد شما چه كار مي كنيد يكي از فر شتگان با عجله گفت اين جا بخش ارسال است ما الطاف و رحمت هاي خداوند را براي بندگان به زمين مي فرستيم...

 مرد كمي جلو تر رفت ديد يك فرشته را كه بيكار نشسته است مرد با تعجب پرسيد شما چرا بيكاريد؟ فرشته جواب داد اين جا بخش تصد يق جواب است مردمي كه دعاها يشان مستجاب شده بايد جواب بفر ستند ولي فقط عده بسيار كمي جواب مي دهند مرد از فرشته پرسيد مردم چگونه مي توانند جواب بفرستند ؟

فرشته پاسخ داد بسيار ساده فقط كافيست بگويند:

 خدا را شكر خدايا مرا به خاطر همه ناشكري ها ببخش

خدايا براي همه چيز شكرت

 

 

 
 
 |    نوشته شده توسط مداد سفید
 
 
   
 
   

سارا خانوم حرف جالبي زد :

 

 روز جمهوری اسلاميست

 
به اميد اسلامی شدن جمهوری ما!...
 
 
 
 
 
 
 |    نوشته شده توسط مداد سفید
 
 
   
 
 

 

 

 

روي تابوت و كفن من بنويسيد :

 

 كسي كه زگهواره تا گور خدا را جست

 

 اما جز دروغ چيزي به او نشان ندادند...

 خودم

 

****** 

پیامک از ديار فاني :

  

عمر بگذشت به بي حاصلي و مسخرگي

چه تواني كه ز كف دادم مفت

من ندانستم و كس نيز به من هيچ نگفت

قدرت عهد شباب مي توانست مرا تا به خدا پيش برد

ليك بيهوده تلف گشت حيات

و صد افسوس كه چون عمر گذشت

معني اش فهميدم ! ...

 

 

 

******

پي نوشت :

 

+ اين قسمت "پيامك از ديار فاني" رو همين جوري گذاشتم كه گاهي كه اس ام اس هاي جالب و قشنگي برام مياد بذارم اينجا ... چطوره ؟

+‌ اين مسابقه اي كه لوگوش رو گذاشتم حاصل تلاش خيلي از دوستان وبلاگي مخصوصا سارا خانوم هست كه به نظرم كار جالبيه ...

 

 

 
 
 |    نوشته شده توسط مداد سفید
 
 
   
 
   

سرگیجه گرفتم از بس که دور خودم چرخیدم ...

نمی دونم کی به آخر می رسم !!!

به نظرت آخرخط کجاست ؟

یا شاید بهتر بگم اول خط کجاست ؟!!!

خیلی وقت ها بعد از کلی چرخ زد