|
ای به دستت چشم بیمارم طبیب
مانده ام مضطر بخوان امن یجیب
ای که با من بسته ای لب در کلام
پلک بر هم می زنی جای سلام ..
خانه را خالی ز خوشحالی مکن
فاطمه پشت مرا خالی نکن ..

این روزا علی خیلی بی تابی می کنه دستاتون رو بیارید بالا یه امن یجیب براش بخونیم ...
امن یجیب المضطر اذا دعاء و یکشف و سوء ...
******
پی نوشت:
+ برای من که چیزی ندارم خیلی سخته که بخوام تسلیت بگم رفتنش رو ..علی جان همین رو قبول کن
+ امسال برام یه جور دیگست از دست دادنت .. ایشالله مدینه که اومدم از خجالتت در میام مادر ...
+ حلالم کن ...
|