|

در هند يك فاضل را دويچ مي نامند.
يعني كسي كه دوباره متولد شده است چرا دوباره ؟
بر سر تولد اول چه آمده است ؟
چه احتياجي براي تولد دوم وجود دارد؟ دستاورد تولد دوم چيست ؟ در تولد دوم چيزي را بدست مي اورد كه در تولد اول داشته
ولي اجتماع ،والدين و اطرافيانش آن را خرد و نابود كرده اند ...
"اوشو"
******

اين عبارت روي سنگ قبر يك كشيش نوشته شده است :
«جوان بودم و ازاد بودم ،تصوراتم هيچ محدوديتي نداشتند و در خيال خودم مي خواستم دنيا را تغيير بدهم . پيرتر و عاقل تر كه شدم فهميدم كه دنيا تغيير نمي كند. بنابراين توقعم را كم كردم و به عوض كردن كشورم قناعت كردم . ولي كشورم هم نمي خواست عوش شود. به ميان سالي كه رسيدم آخرين توانايي هايم را به كار گرفتم كه فقط خانواده ام را عوض كنم ولي پناه بر خدا آنها هم نمي خواستند عوض شوند و اينك در بستر مرگ آراميده ام و ناگهان دريافتم كه اگر فقط خودم را عوض مي كردم خانواده ام هم عوض مي شد و با پشت گرمي آنها مي توانستم كشورم را هم عوض كنم و چه كسي مي داند شايد مي توانستم دنيا را هم عوض كنم ..
"كتاب غذاي روح - وعده اول"
پ.ن ۱: برای کمی تنوع در وبلاگ از مطالب غم انگیزناک خودم خبری نیست فعلا 
پ. ن ۲ : یادش به خیر اون روزی که برات مثال زدم که زندگی ما مثل تاب خوردن یه بچه میمونه ! ...حالا شاید تو پست بعدی بنویسم ..
پ.ن ۳: من مرده ام در روز به روز زندگانیم !
|