یادمان باشد دنیا زنگ آخر نیست. زنگ بعد حساب داریم !...
|
|
| |
|
|
| |

چه تكرار غم انگيزي
من مي روم ..
تو براي آمدنم دعا مي كني
دست دراز مي كني ..
من دست پس مي كشم .
و تو باز تكرار مي كني
اما...
شايد با خود مي گويي:
سرش كه به سنگ خورد باز مي گردد
اكنون با سري شكسته بازگشته ام
و چشم اميد به رحمتي دارم
كه مرا جسور به ترك كردنت مي كرد...
باران می بارد ..
باز برای من گریه می کنی ؟
خودم
|
|
| |
|
|
|
|
|