تبليغاتX
سفید مثل شب... - دست خدا...
به نام او

 

چه توهم غریبی ! اکنون آخر الزمان؟!

چرا تا سختی ما را در برمی گیرد ، فک می کنیم آخر زمان است؟؟ !

اخر زمان ، ان موقع بود که

کسی در کوچه های مدینه علی را سلام نمی داد

وجوابش را حتی!

 

زهرا سیلی خورد ..

 

سیلی خور بعدی کیست ؟

امام زمان؟؟

 

سیلی زن؟ شاید ما!!

 این مطلب زیبا از وبلاگ سارا خانوم بود...

 *********

راه رفتنی نیست

بلکه بردنی است

کافیست دستانی که

 به سمتت دراز شده اند

را بگیری

و دیگر رها نکنی ..

آن وقت به مقصد خواهی رسید..

خودم

 

*********

نظر منتخب پست قبل :

 

مهندس:

به یادش...
فلب ما ادما مثل لونه ی مورچه ها میمونه البته نه از نظر اندازه!

عشق یه نفر یاد یه نفر حضور یه نفر .

یه نفری که وجودش برای هممون بسه (حسبنا الله نعم الوکیل) حکم ملکه ی لونه رو داره..

 و بقیه هم میرن و میان یه سری واسه همیشه میرن و یه سری واسه همیشه میمونن...

 اما هیچ کدوم از اینها نقش ملکه رو کمرنگ نمیکنه.. ب

دون اون هیچ لونه ای هم وجود نداره.

اینکه به بقیه یگی دوستت دارم اشکالی نداره و چه قدر قشنگه که توی هر دوستت دارمی اون ملکه رو ببینی....

*********

شهادت حضرت زهرا(س) رو تسلیت میگم ..

علی جان تنها شدنت رو تسلیت میگم ...

 

پ.ن : دلم نمی خواست یه پست کلیشه ای بزارم ..

حتما یه بار میام و از این خانوم بیشتر حرف میزنم چون خیلی حق به گردن من داره ...

 

پ.ن ۲: یکی از کسانی که واسطه خداست و می تونه دستت رو به دست خدا بده همین خانومه ها! حواست هست؟...

 

نوشته شده در جمعه هفدهم خرداد 1387ساعت 23:45 توسط مداد سفید | |

All Rights Reserved [myblog] .:::. Designed By Barbod Arjmand